تبليغاتX
آغاز دوست داشتن است...
گرچه پایان راه ناپیداست...

سلام دوس جون جونیای گل مگولی خودم

 

امیدوارم همگی خوب باشین

 

شرمنده همتونم که نمیشه بهتون سر بزنم. درگیر کارای مربوط به درس کارورزیم.

 

دلم داره می پوکه! آخه ۲ هفته ست هنری رو ندیدم.

 

شرایطش پیش نمی اومد. کلی دپرس بودم.

 

البته از امروز کلاسام شروع میشه میتونم ببینمش...

اگه از ذوق وصال تا عصر نترکم...

 

 

+ نوشته شده در  88/04/14ساعت 13:39  توسط من یک مسافرم از جنس التهاب | 
 

سلام و شونصدتا سلام به دوستای گل گلی خودم...

باشه باشه...دعوام نکنین خوب! می دونم کلی دیر کردم ولی در عوض کلی حرف دارم واستون....

تواین مدت که نبودم یه عالمه اتفاق افتاده...

آنی دیگه تنها نیست!

آره. تعجب نکین.... از تنهایی دراومد و کلی سرش شلوغ شد.....

چی؟! از کی؟! خوب  از وقتی  هنری و نورمن وارد زندگیم شدن دیگه....

نه!

اگه دقیق دقیقشو بخواین بدونین از اون موقعی که با دوس جونم نفیس نفس آشنا شدم

بعد از یه سری گزینشات بالاخره هنری به عنوان فرد برتر شناخته شد!

حالا بگم از هنری.....

هنری یه بازار مشترکه. یعنی دورگه ایران-جرمن ....

مامانش آلمانیه و باباش ایرانی.

قیافش مثل این بازیگر توی سریال هشدار برای کبری صغری ست.

پسر بدی نیست... درسته بعضی وقتا پیله میشه میره رو اعصاب ولی از خیلیا خیلی خیلی بهتره...

فهمیدین که کیو گفتم الان؟!

حالا بگم نورمن کیه...

نورمن جیگر مامانه....

مامانش کیه؟!خوب  منم دیگه!

چیه؟! بهم نمیاد مامان یه همستر با نمک باشم؟!

وای هرچی از بامزگیایه پسرم بگم کم گفتم.....

حالا وقت بشه ازش واستون میگم

آخه می دونین اینروزا وقتم یکم پره....

هم آخر ترمه و زد و خرد بین ما و جزوه کتاب پروژه ها به راهه...

هم. هنری و نورمن انتظار دارن دیگه.....

تازه طلفیا کمبود محبت گرفتن اینقد میرم اردو...

 از 2شنبه این هفته تا 1شنبه هفته دیگه اردو شمال داریم

من و هنری که عذا گرفتیم واسه این هفته

نورمن هم وقتی یه هفته مهر مادر نبینه حتما دلش میتنگه بچم!!!

من که اینروزا بهم بد نمیگزره...ایشاا... به شما هم خوش بگزره....

تا بعد دوستای گلم....

+ نوشته شده در  88/02/26ساعت 12:33  توسط من یک مسافرم از جنس التهاب | 
 

سلام دوستای خوبم


چند روزیه میام این صفحه رو وا میکنم


ولی دستم به کیبورد نمیره


حتی میام بلاگهای شما.مطلبتونو میخونم ولی بازم نمی دونم چی بنویسم...


منو ببخشید یکم هنگم.....

+ نوشته شده در  88/02/07ساعت 9:54  توسط من یک مسافرم از جنس التهاب | 
 

سلام سلاااااااااام

خوبین دوستای گلم؟!

وای که اگه بدونین چییییییییییی شده باورتون نمیشه.... ها؟! نمیگم چون باورتون نمیشه دیگه.....

یه دوست خووووووب یافیتم که درس عین خودمه....یه زخو خورده از همون قاتل که ۳ساله ازش مینالم...

خوشحالم که پیداش کردم. امیدوارم دوست خوبی واسش باشم.

خدا داره بهم جایزه میده اونم از نوع بهترینش.......

جواب اینهم تنهایی یه عالمه دوست خوبه.....

وقتش برسه به همتون معرفیش میکنم......

 

+ نوشته شده در  88/01/19ساعت 9:48  توسط من یک مسافرم از جنس التهاب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مهم نیست من اول اومدم یا تو

مهم اینه که کی تا آخرش می مونه......

پیوندهای روزانه
معجزات اشک
شیدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته دوم دی 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
پیوندها
فردایی بهترتر
سارینا جون با اس ام اس های خوشگلش
کلوپ ترکیده ها!!
رهگذار عمر
بردیا
خاطرات ویژه
درویش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM